السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
397
تفسير الميزان ( فارسي )
ديدم كه داشتند در اطراف ، لشكر جمع مىكردند ، مثل اينكه بنا دارند با تو به جنگ برخيزند ، و برمىخيزند و از رفتن به مكه جلوگيرى مىكنند . حضرت لشكر را دستور داد هم چنان پيش برانند . لشكر به راه خود ادامه داد تا آنكه در بين راه رسول خدا ( ص ) فرمود : طليعه لشكر دشمن به سركردگى خالد بن وليد در غميم است شما به طرف دست راست خود حركت كنيد . لشكر هم چنان پيش رفت تا به ثنيه رسيد ، در آنجا شتر رسول خدا ( ص ) زانو به زمين زد ، و برنخاست . رسول خدا ( ص ) فرمود ناقه قصواء خسته نشده بلكه مانعى او را از حركت جلوگير شده ، همان كسى كه فيل ابرهه را جلوگير شد . آن گاه فرمود : به خدا سوگند هيچ پيشنهادى كه در آن رعايت حرمتهاى خدا شده باشد به من ندهند مگر آنكه مىپذيرم . آن گاه شتر راهى كرد شتر از جاى خود برخاست . مىگويند رسول خدا ( ص ) مسير را عوض كرد و پيش راند ، تا رسيد به بلندى حديبيه كنار گودالى آب كه مردم در آن دست مىزدند و ترشح مىكردند ، و نمىشد از آن استفاده كرد . مردم از عطش شكايت كردند ، رسول خدا ( ص ) يك چوبه تير از تيردان خود كشيد و فرمود : اين را در آب آن چاه بيندازيد ، و به خدا سوگند چيزى نگذشت كه آب چاه جوشيدن گرفت ، و آبى گوارا بالا آمد تا همه لشكريان سيراب شدند . در همين حال بودند كه بديل بن ورقاء خزاعى با جماعتى از قبيله خزاعه كه همگى مبلغين اسلام و مامورين رسول خدا ( ص ) بودند كه در سرزمين تهامه مردم را با نصيحت به اسلام دعوت مىكردند از راه رسيد ، و عرضه داشت من فاميل كعب بن لوئى و عامر بن لوئى را ديدم كه علم و كتل معروف به عوذ المطافيل هم با خود داشتند و بنا داشتند با تو كارزار كنند ، و نگذارند داخل خانه خدا شوى . حضرت فرمود : ما براى جنگ با آنان نيامدهايم ، بلكه آمدهايم عمل عمره انجام دهيم ، و قريش هم خوبست دست از ستيز بردارند ، براى اينكه جنگ آنها را از پاى در آورده و خسارت زيادى برايشان بار آورده ، و من حاضرم اگر بخواهند مدتى مقرر كنند كه ما بعد از آن مدت عمره بياييم ، و با مردم خود برگرديم ، و اگر خواستند مانند ساير مردم به دين اسلام درآيند ، و اگر اين را هم نپذيرند پيداست كه هنوز سر ستيز دارند ، و به آن خدايى كه جانم به دست او است ، بر سر دعوتم آن قدر قتال كنم كه تا رگهاى گردنم قطع شود و يا خداى سبحان مقدر ديگرى اگر دارد انفاذ كند . بديل گفت : من گفتار شما را به ايشان ابلاغ مىكنم .